ترجمه "masak" به فارسی

حاضر کردن, سرباز کردن, مهیا کردن بهترین ترجمه های "masak" به فارسی هستند.

masak verb adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاضر کردن

    verb

    Kami kadang mempersiapkan bahan perhimpunan bersama, dan setelah itu masak yang enak-enak.”

    برخی اوقات دروس جلسات را با هم آماده میکنیم و بعد با هم غذایی خوشمزه حاضر کرده، میخوریم.»

  • سرباز کردن

    verb
  • مهیا کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • پختن
    • پیر شدن
    • پیرشدن
    • کامل شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "masak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "masak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه