ترجمه "matahari" به فارسی
خورشید, آفتاب, khorshid بهترین ترجمه های "matahari" به فارسی هستند.
-
خورشید
nounWarna kulit kita berbeda karena proses evolusi yang disebabkan matahari.
رنگهای متفاوت پوست ما با فراینده تکامل توسط خورشید صورت گرفته است.
-
آفتاب
properTidak seperti malam sebelumnya, hari itu indah dan dipenuhi dengan sinar matahari.
برخلاف عصر گذشته، روز قشنگی بود و سرشار از آفتاب.
-
khorshid
proper
-
ترجمه های کمتر
- احکامی
- انعکاس نور خورشید
- خور
- خورشيد
- شمس
- منجم
- نور خورشید
- هور
- گل آفتابگردان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matahari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
خورشيد
Matahari akan mencharge Batere dlm sejam, memberi cukup listrik untuk mencapai landasan.
خورشيد بايد تو حدوداي يکساعت باتري رو شارژ کنه. شربت کافي بده بهمون که تا پايگاه بتونيم بريم.
-
خورشید
noun properKini Matahari kita tidak akan jatuh ke dalam lubang hitam.
ستاره ما، خورشید، به یک سیاهچاله تبدیل نخواهد شد.
-
آفتاب
nounTanpa Matahari, kemungkinan besar tak akan ada kehidupan di planet ini.
بدون آفتاب وجود زندگی دراین سیاره نامحتمله. بدون آفتاب وجود زندگی دراین سیاره نامحتمله.
عباراتی شبیه به "matahari" با ترجمه به فارسی
-
لکه خورشیدی
-
زمان خورشیدی
-
لکه خورشیدی
-
شهدخواران
-
روغن آفتابگردان
-
باد خورشیدی
-
درخشندگی خورشید
-
خورشیدگرفتگی · کسوف