ترجمه "memanjang" به فارسی

دراز شدن, دراز کردن بهترین ترجمه های "memanjang" به فارسی هستند.

memanjang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دراز شدن

    verb
  • دراز کردن

    verb

    7, 8. (a) Bukti apa yang ada bahwa umat Allah telah ’memanjangkan tali-tali kemah mereka’?

    ۷، ۸. الف) چه گواهی بر این وجود دارد که قوم خدا ‹طنابهای خود را دراز کرده است›؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " memanjang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "memanjang" با ترجمه به فارسی

  • امتداد دادن · برآمده بودن · بزرگ کردن · به طول انجامیدن · دراز شدن · دراز کردن · طفره رفتن · طولانی کردن · پهن کردن · کمک کردن · گشاد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "memanjang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه