ترجمه "membebani" به فارسی

از پیش بردن, بار کردن, بارگیری کردن بهترین ترجمه های "membebani" به فارسی هستند.

membebani
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • از پیش بردن

    verb
  • بار کردن

    verb
  • بارگیری کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تحمیل کردن
    • دسته کردن
    • زین کردن
    • ضربت زدن
    • فشردن
    • مجبورکردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " membebani " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "membebani" با ترجمه به فارسی

  • تمرین با وزنه
  • برآمد
  • ابلاغ کردن · اسناد دادن · تحمیل کردن · تخصیص دادن به · خواستن · زین کردن · سهم دادن · ضربت زدن · غصب کردن · میل کردن · نسبت دادن · وقف کردن
  • اصرار · بار · بار کردن · بار کشتی · بارگیری · بارگیری کردن · بازماندگی · حمل · مانع · محموله دریایی · گرو
  • باج · تحمیل · وضع
  • بیوزنی
اضافه کردن

ترجمه های "membebani" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه