ترجمه "membentuk" به فارسی

آراستن, ابداع کردن, اداره کردن بهترین ترجمه های "membentuk" به فارسی هستند.

membentuk
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراستن

    verb
  • ابداع کردن

    verb
  • اداره کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ادرار کردن
    • اغوا کردن
    • اماده شدن
    • انجمن کردن
    • ایجاد کردن
    • بدار زدن
    • برقرار کردن
    • تادیب کردن
    • تاسیس کردن
    • تربیت کردن
    • تشکیل دادن
    • تغییر عقیده دادن
    • تغییرجهت دادن
    • تله انداختن
    • تیمار کردن
    • جمع شدن
    • حاضر کردن
    • خم شدن
    • دخل کردن
    • درآمد داشتن
    • دربرداشتن
    • دولا شدن
    • راندن
    • ساختن
    • سبب شدن
    • سرشتن
    • سوار کردن
    • متمدن شدن
    • متمدن کردن
    • منحرف شدن
    • منقوش کردن
    • مهر زدن
    • مهندسی کردن
    • مهیا کردن
    • ورزیدن
    • پختن
    • کار بیهوده کردن
    • کاندید کردن
    • کج شدن
    • کنار رفتن
    • گردآمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " membentuk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "membentuk" با ترجمه به فارسی

  • اندازه شکل · تاسیس کردن · تشریح · دربرداشتن · ساختمان بدن · سازمان بدن · شکل · قطع · نسبت · نقشه برجسته · هیکل · کالبد · کالبدشناسی
  • ترسیم خط · طرح کلی · نقشه برجسته
  • جهت فعل
  • پردازشگر اشکال
  • ضریب فرم
  • شکل جهان
  • ابداع · برنامه کار · طراحی
  • شیوههای حکومت
اضافه کردن

ترجمه های "membentuk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه