ترجمه "membina" به فارسی
اختراع کردن, اداره کردن, استنتاج کردن بهترین ترجمه های "membina" به فارسی هستند.
membina
-
اختراع کردن
verb -
اداره کردن
verbAgar pelajaran itu instruktif, nikmat, dan membina, persiapan yang baik dibutuhkan.
برای اینکه بتوان مطالعه را به نحوی آموزنده، خوشایند، و تشویقکننده اداره کرد آمادگی قبلی بسیار حائز اهمیت است.
-
استنتاج کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- انباشتن
- برقرار کردن
- برگشتن
- تادیب کردن
- تاسیس کردن
- تربیت کردن
- تشکیل دادن
- رام کردن
- ساختمانی
- ساختن
- سودمند
- متمدن شدن
- متمدن کردن
- مهندسی کردن
- نوین کردن
- پیشرفت کردن
- چاپ زدن
- کاندید کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " membina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن