ترجمه "membuat" به فارسی

ابلاغ کردن, اختراع کردن, اختصاص دادن بهترین ترجمه های "membuat" به فارسی هستند.

membuat
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابلاغ کردن

    verb
  • اختراع کردن

    verb

    Kemudian, Galileo membuat teleskop, yang memungkinkan manusia melihat ruang angkasa secara jauh lebih luas.

    گالیله تلسکوپ را اختراع کرده، ترتیبی برای چشمانداز بسیار وسیعتری از آسمانها فراهم نمود.

  • اختصاص دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ادامه دادن
    • اغوا کردن
    • ایجاد کردن
    • تاسیس کردن
    • تفریق کردن
    • جعل کردن
    • حاضر کردن
    • دخل کردن
    • درآمد داشتن
    • ساختن
    • سبب شدن
    • سرشتن
    • سکه زدن
    • عملی کردن
    • عکسبرداری کردن
    • قیاس کردن
    • مرتکب شدن
    • مقصر بودن
    • منتهی شدن به
    • مهیا کردن
    • نوشابه
    • واقعی کردن
    • پختن
    • چاپ زدن
    • کم کردن
    • کمک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " membuat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "membuat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "membuat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه