ترجمه "memikul" به فارسی
ایستادگی کردن, جلو آمدن, منتظر شدن بهترین ترجمه های "memikul" به فارسی هستند.
memikul
-
ایستادگی کردن
verbSetelah mencoba menolak tuntutan itu, sang gubernur ternyata enggan memikul tanggung jawab dan menyerah pada tekanan.
فرماندار ابتدا در مقابل جمعیت آشوبگر ایستادگی کرد اما بالاخره تسلیم خواستهها و فشارهای آن مردم تشنه به خون شد.
-
جلو آمدن
verb -
منتظر شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- منزل کردن
- وفا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " memikul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن