ترجمه "menabur" به فارسی

افشاندن, برطرف کردن بهترین ترجمه های "menabur" به فارسی هستند.

menabur
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افشاندن

    verb

    Hal ini mengingatkan kita akan pria yang menabur benih dan tidur pada waktu malam.

    این بخش از تشبیه عیسی ما را به یاد تشبیه برزگر میاندازد که پس از افشاندن بذرها شب به خواب رفت.

  • برطرف کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menabur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menabur" با ترجمه به فارسی

  • افشاندن
  • حذر کردن · ویران کردن · پژمرده شدن
  • افشاندن · بخشنامه صادرکردن · برطرف کردن
  • ابری کردن · تار کردن · تخدیر شدن · سیاه شدن · مه گرفتن · پرده زدن · پنهان کردن · کورکردن
اضافه کردن

ترجمه های "menabur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه