ترجمه "menahankan" به فارسی
سلب کردن, قدغن کردن, منع کردن بهترین ترجمه های "menahankan" به فارسی هستند.
menahankan
-
سلب کردن
verbSetan juga menuduh Allah bahwa Dia menahan hak manusia untuk menentukan apa yang baik dan buruk.
شیطان همچنین به خدا تهمت زد که حق تعیین معیار نیک و بد را از تابعینش سلب کرده است.
-
قدغن کردن
verb -
منع کردن
verbDaud menahan Abisai, dan berkata, ”Biarkanlah dia.”
داوود اَبِیشای را از این کار منع کرد، و گفت: «او را بگذارید که دشنام دهد.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menahankan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menahankan" با ترجمه به فارسی
-
آراستن · ابقا کردن · ادامه ندادن · اسباب زحمت شدن · ایستادگی کردن · بازداشتن · برجستگی داشتن · بس کردن · به دام افتادن · به درازا کشیدن · تحذیر کردن · تسکین دادن · تمام کردن · جلو آمدن · حائل شدن · خجالت دادن · خراب شدن · خواباندن · در زندان نهادن · دریغ داشتن · دست کشیدن · دستگیر کردن · دفع کردن · دلسرد کردن · دوام داشتن · دوام کردن · سلب کردن · شرمسار شدن · ضبط کردن · طول کشیدن · فرونشاندن · قالب زدن · قدغن کردن · قرار گرفتن · محدود ساختن · مختصر نمودن · مسدود کردن · مضایقه داشتن · مقاومت کردن با · ممانعت کردن · منتظر شدن · منزل کردن · منع کردن · مهار کردن · موقوف شدن · نگاه داشتن · هم مرز بودن · وفا کردن · پنهان کردن · گرفتن · گنجانیدن
-
اسباب زحمت شدن · امتناع کردن · خراب شدن · دست برداشتن از · منع کردن
-
بازداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن