ترجمه "menangani" به فارسی
برآمدن, حریف شدن, حضوربهم رساندن بهترین ترجمه های "menangani" به فارسی هستند.
menangani
verb
-
برآمدن
verb -
حریف شدن
verb -
حضوربهم رساندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حمایت کردن از
- دستگیری کردن
- دستیاری کردن
- شرکت جستن
- ملحق شدن
- پایمردی کردن
- پیوستن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menangani " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menangani" با ترجمه به فارسی
-
اشکار · انگشت نما · برملا · خیره کننده · دریده · رسوا · فاحش · نمایان · پررو
-
ارزو · امید واهی · بلند همتی · جاه طلبی · خیال خام
-
رویا دیدن
-
احساس · استدلال · ترغیب · تشویق · تمایل · عاطفه · عقیده دینی · قسم · گمان
-
اداره کننده رویداد
-
اظهار نظر کردن · انگاشتن · تصور کردن · حدس زدن · خواستن · در نظر داشتن · روبروشدن · رویا دیدن · شمردن · فرض کردن · مواجه شدن با · میل داشتن · پنداشتن
-
انگاشتن · تصور کردن · در نظر داشتن · روبروشدن · رویایی بودن · علاقه داشتن به · فرض کردن · متصور ساختن · مجسم ساختن · مجسم کردن · مواجه شدن با · پنداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن