ترجمه "menari" به فارسی
رقصیدن, رقص, رقص کردن بهترین ترجمه های "menari" به فارسی هستند.
menari
-
رقصیدن
verbDan sebagaimana yang diketahui dengan baik oleh dukun tua itu, sulit untuk menari tanpa musik.
و همانطوری که آن پزشک پیر قبیله می دانست، رقصیدن بدون موسیقی سخت است.
-
رقص
nounTom belum pernah melihat Mary menari.
تام هیچگاه رقص مری را ندیده است.
-
رقص کردن
verb -
پای کوبی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن