ترجمه "menawar" به فارسی

برابری کردن با, جبران کردن, مذاکره کردن بهترین ترجمه های "menawar" به فارسی هستند.

menawar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برابری کردن با

    verb
  • جبران کردن

    verb
  • مذاکره کردن

    verb

    Jadi Stefan menawarkan kesepakatan.

    پس استفن یه مذاکره کرد.

  • چانه زدن

    verb

    Setelah tawar-menawar dengan sopir, kami naik ke truk kecil yang menuju ke sana.

    بعد از چک و چانه زدن با راننده، با ماشینباری کوچک او راهی آنجا شدیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menawar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menawar" با ترجمه به فارسی

  • مبادله کردن · وراجی کردن · چانه · چانه زدن
  • نظریه چانه زنی
  • اظهار داشتن · بخشیدن · تقدیم داشتن · تقدیم کردن · توضیح دادن · داوطلب شدن · شیرین شدن · عرضه داشتن · مطرح کردن · نصیحت کردن · هدیه دادن · پند دادن
  • داوطلب شدن
  • دلسرد کردن · متقاعد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "menawar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه