ترجمه "mencacati" به فارسی

از شکل انداختن, افترا زدن, بدنام کردن بهترین ترجمه های "mencacati" به فارسی هستند.

mencacati
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • از شکل انداختن

    verb
  • افترا زدن

    verb
  • بدنام کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خسارت واردکردن
    • درد دادن
    • سوزش داشتن
    • غمگین شدن
    • نگران شدن
    • نگران کردن
    • کینه ورزیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mencacati " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mencacati" با ترجمه به فارسی

  • احتیاج · از کارافتادگی · اسیب · افترا زدن · بدریختی · بدنام کردن · خسارت واردکردن · زوال · عجز · عدم قابلیت · عدم لیاقت · عیب · قطع عضو · لکه · مانع · ناتوانی · نقص · نکته ضعف · کسالت · کمی
  • از شکل انداختن · از کار انداختن · از کارافتادگی · اسیب · امتیاز دادن · تند باد · خدشه · خرده نان · درز · عاجز · عجز · عدم قابلیت · عیب · لکه · مانع · معلول · معیوب · ناتوان · ناتوان ساختن · ناتوان کردن · ناتوانی · ناقص · نقص · نکته ضعف · کاستی · کوزه گلی
اضافه کردن

ترجمه های "mencacati" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه