ترجمه "mencemooh" به فارسی
تمسخر کردن, دست انداختن, سرزنش کردن بهترین ترجمه های "mencemooh" به فارسی هستند.
mencemooh
-
تمسخر کردن
verb14 Ya, ada yang mungkin mencemooh atau menentang Saudara.
۱۴ آری، عدهای ممکن است شما را تمسخر کرده یا دست به مخالفت بزنند.
-
دست انداختن
verbOh, baiklah, biarkan mereka yang mencemooh Tuhan berjalan dalam damai.
اوه, پس, ميذارين کساني که خدا رو دست انداختن در آرامش و صلح و صفا زندگي کنن
-
سرزنش کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- شماتت کردن
- طعنه زدن
- طنز گفتن
- هو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mencemooh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mencemooh" با ترجمه به فارسی
-
سابقه بد · ناسزایی
-
تمسخر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن