ترجمه "menemui" به فارسی

انجمن کردن, سوار کردن, کشف کردن بهترین ترجمه های "menemui" به فارسی هستند.

menemui
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجمن کردن

    verb
  • سوار کردن

    verb
  • کشف کردن

    verb

    Jadi Beijerinck pergi untuk menemukan penyebabnya penyakit mosaik tembakau.

    بیجرینگ علت بیماری موزائیک توتون کشف کرد. بیجرینگ علت بیماری موزائیک توتون کشف کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menemui " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menemui" با ترجمه به فارسی

  • فشردگی
  • اختراع کردن · برهنه کردن · بروز دادن · بیم داشتن از · تاسیس کردن · ترس داشتن از · تنظیم کردن · تنفر داشتن · جفت شدن · درست کردن · دوباره پیدا کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · متحمل شدن · معلوم کردن · منزجر بودن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن از · وارد آمدن · پیدا کردن · چاپ زدن · کشف کردن · یافتن
  • تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
  • Emu
    شترمرغ استرالیایی
اضافه کردن

ترجمه های "menemui" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه