ترجمه "menewaskan" به فارسی

درهم شکستن, زده, شکست دادن بهترین ترجمه های "menewaskan" به فارسی هستند.

menewaskan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درهم شکستن

    verb
  • زده

    adjective

    Misalnya, sewaktu bom menewaskan 18 remaja dalam serangan teroris, seorang wanita yang berduka menjerit, ”Kita harus membalas mereka seribu kali lipat!”

    برای مثال، وقتی در حملهای تروریستی ۱۸ نوجوان کشته شدند زنی عزادار فریاد زد: «باید صد برابر انتقام بگیریم!»

  • شکست دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • فرسوده
    • مغلوب
    • مغلوب ساختن
    • چکش خورده
    • کوبیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menewaskan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "menewaskan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه