ترجمه "mengajar" به فارسی

تربیت کردن, درس دادن, متمدن شدن بهترین ترجمه های "mengajar" به فارسی هستند.

mengajar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تربیت کردن

    verb

    (Pengkhotbah 3:1, 7) Kita bisa membayangkan bahwa ayah angkat Ester, Mordekai yang setia, mengajarkan prinsip ini kepadanya seraya ia beranjak dewasa.

    (جامعه ۳:۱، ۷) میتوان تصوّر کرد که مُرْدِخایِ باایمان، پدرخواندهٔ اِسْتَر، این زن جوان را از کودکی با چنین اصولی تربیت کرده بود.

  • درس دادن

    verb

    suka menjadi seorang pramugari atau mengajar bahasa Inggris di sekolah-sekolah berbahasa Spanyol.

    مثل شغل مهماندار هواپيما يا درس دادن انگليسي در مدارس اسپانيا

  • متمدن شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • متمدن کردن
    • معلمی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mengajar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mengajar" با ترجمه به فارسی

  • یادگیری عمیق
  • سازمان
  • هرطقه
  • اخلاق · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · روحیه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · مفهوم · پند
  • درجه گرفتن · فارغ التحصیل شدن
  • بی باکی · جسارت · خوشمزه · سگ شکاری · قدرت · قشر · لعنتی · گستاخ · گستاخی
  • درس دادن · یاد دادن
  • اصول · اصول عقاید · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · سیستم عملی · عقیده دینی · فلسفه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · پند
اضافه کردن

ترجمه های "mengajar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه