ترجمه "mengantul" به فارسی
اماده رفتن, جهش کردن, منعکس شدن بهترین ترجمه های "mengantul" به فارسی هستند.
mengantul
-
اماده رفتن
verb -
جهش کردن
verb -
منعکس شدن
verb -
کمانه کردن
verbSaya pernah menembak seorang pria, tapi untungnya peluru itu memantul di kepala sabuknya!
یک بار به مردی شلیک کردم، ولی خوشبختانه گلوله بعد از اصابت به سگک کمربندش کمانه کرد!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengantul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengantul" با ترجمه به فارسی
-
اماده رفتن · جهش کردن · منعکس شدن · پس زدن · کمانه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن