ترجمه "mengelilingi" به فارسی
احاطه کردن, حلقه زدن, دوران داشتن بهترین ترجمه های "mengelilingi" به فارسی هستند.
mengelilingi
-
احاطه کردن
verbPartikel ini mengelilingi kita sepanjang waktu, seperti halnya udara yang kita hirup dalam ruangan ini.
این میدان، همیشه ما رو احاطه کرده، درست مثل هوایی که در این محل تنفس میکنیم.
-
حلقه زدن
verb -
دوران داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- محاصره کردن
- مدور ساختن
- مزین کردن
- ور رفتن
- چرخ زدن
- کروی شدن
- کمربند بستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengelilingi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengelilingi" با ترجمه به فارسی
-
بخشنامه صادرکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن