ترجمه "mengembara" به فارسی
اظهار کردن, اواره بودن, اواره شدن بهترین ترجمه های "mengembara" به فارسی هستند.
mengembara
-
اظهار کردن
verb -
اواره بودن
verb -
اواره شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اواره کردن
- به خطر انداختن
- سرگردان شدن
- سفر کردن
- قمار کردن
- متعجب شدن
- منحرف شدن
- پرت شدن
- پرسه زدن
- پریشان گفتن
- پیچ وخم داشتن
- گشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengembara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengembara" با ترجمه به فارسی
-
بی خانمانی · تفرج · تفریح · حادثه · حرکت · سرگذشت · سفر · سفر تفریحی · ماجرا · ماجراجویی · مخاطره · گردش
-
اوباش · جستجوگر · جسور · حادثه جو · سرگردان · سیاح · سیار · ماجرا جو · ماجراجو · مرغ مهاجر · مکتشف · ولگرد · پی سپار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن