ترجمه "mengepung" به فارسی
احاطه کردن, اذیت کردن, حلقه زدن بهترین ترجمه های "mengepung" به فارسی هستند.
mengepung
-
احاطه کردن
verbPada suatu peristiwa sewaktu gerombolan mengepung mobil kami, lewatlah jaksa setempat.
یک بار وقتی گروهی چماقدار اتومبیل ما را احاطه کرده بود، دادستان محلّی از آنجا میگذشت.
-
اذیت کردن
verb -
حلقه زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دیوار کشیدن
- محاصره کردن
- مدور ساختن
- مزین کردن
- کمربند بستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengepung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengepung" با ترجمه به فارسی
-
انسداد · راه بندان · سد راه · محاصره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن