ترجمه "mengerut" به فارسی

بهم فشردن, تنگ کردن, جمع کردن بهترین ترجمه های "mengerut" به فارسی هستند.

mengerut
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهم فشردن

    verb
  • تنگ کردن

    verb
  • جمع کردن

    verb

    Otot yang paling penting yang terlibat adalah otot orbicularis oris, karena digunakan untuk mengerut bibir

    مهمترين ماهيچه اي که " موقع بوسيدن " اوربيسه که واسه جمع کردن لب ها استفاده ميشه

  • ترجمه های کمتر

    • خط انداختن
    • شخم زدن
    • شیار زدن
    • غنچه کردن
    • فحل شدن
    • مختصر کردن
    • پلاسیده شدن
    • چروک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mengerut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mengerut" با ترجمه به فارسی

  • اب رفتن · بی اثر بودن · تنگ کردن · شخم زدن · فنری بودن · پلاسیده شدن · چروک شدن · چین خوردن
اضافه کردن

ترجمه های "mengerut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه