ترجمه "menghancurkan" به فارسی

خرد شدن, بارش, تجزیه شدن بهترین ترجمه های "menghancurkan" به فارسی هستند.

menghancurkan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرد شدن

    verb

    Meskipun demikian, ia tidak akan menginjak biji-bijian yang lebih keras dengan maksud menghancurkannya.

    امّا در عین حال دانههای سخت را نیز تا حد خرد شدن خرمنکوبی نمیکند.

  • بارش

    noun
  • تجزیه شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خاموش کردن
    • خراب کردن
    • خردکردن
    • خمیر کردن
    • خنثی نمودن
    • رام کردن
    • زوال
    • سقوط
    • غارت کردن
    • فاسدشدن
    • له کردن
    • متلاشی شدن
    • منحط شدن
    • نابود ساختن
    • نابود کردن
    • هراس کردن
    • ویران کردن
    • پوسیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menghancurkan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menghancurkan" با ترجمه به فارسی

  • اتلاف · تخریب · فساد · نابودی · ویرانی
  • اتلاف · انهدام · بطری شراب · تخریب · خرابی · شکست مفتضحانه · فش فش · قتل عام · مرگ · نابودی · ناکامی · ویرانی · کشتار همگانی
  • اتم · جوهر فرد · حرف · خس · رام کردن · ریزه · هراس کردن · کوچکترین ذره
  • تخریب حتمی متقابل
  • اتم · جوهر فرد · حرف · خس · رام کردن · ریزه · هراس کردن · کوچکترین ذره
اضافه کردن

ترجمه های "menghancurkan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه