ترجمه "menghentikan" به فارسی

ادامه ندادن, باطل ساختن, بس کردن بهترین ترجمه های "menghentikan" به فارسی هستند.

menghentikan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادامه ندادن

    verb
  • باطل ساختن

    verb
  • بس کردن

    verb

    Lalu Bu Schifrin mencoba segalanya untuk hentikan tangis anak gemuk itu.

    خانوم شريفين هر کاري رو واسه بس کردن گريه ي دن کرد

  • ترجمه های کمتر

    • بی نتیجه گذاردن
    • تعطیل کردن
    • تمام کردن
    • ختم کردن
    • خنثی کردن
    • دست کشیدن
    • زخمی کردن
    • فرونشاندن
    • فسخ کردن
    • قطع کردن
    • لغو کردن
    • موقوف شدن
    • ناامید کردن
    • هیچ کردن
    • گرفتار شدن
    • گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menghentikan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menghentikan" با ترجمه به فارسی

  • ادامه ندادن · ایست · ایستادن · بس کردن · تایم · تعلیق · تمام کردن · توقیف · دست کشیدن · مانع شدن · منع · مهلت · موقوف شدن · گرفتن
  • قطع دستی خط
  • انتها · انقضا · ایستگاه · خاتمه · وقفه در کار
  • استنباط کردن · امکان داشتن · انجام وظیفه کردن · برائت کردن · تبرئه کردن · تقاص پس دادن · زندان کردن · قدرت داشتن · کاستن
  • ایست · ایستگاه راه آهن · بازخانه · تقدیر · توقیف · سرنوشت · مخزن مهمات · مقصد · منع
  • انقطاع · ایست · ترک خدمت · توقف · جاذب · فرار · پایان
  • شکست قسمت
  • شکست خط
اضافه کردن

ترجمه های "menghentikan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه