ترجمه "menghubungkan" به فارسی

پیوستن, ادغام کردن, ارتباط دادن بهترین ترجمه های "menghubungkan" به فارسی هستند.

menghubungkan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیوستن

    verb
  • ادغام کردن

    verb
  • ارتباط دادن

    verb

    Sekarang saya kagum dan merasakan sukacita menghubungkan leluhur dan keturunan kami.

    امروز من در شگفتم و شادی بزرگی را در ارتباط دادن اجداد و نوادگان مان احساس می کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • الصاق کردن
    • بستن
    • بهم ارتباط داشتن
    • جفت کردن
    • درشبکه نهادن
    • دسته کردن
    • شبیه شدن
    • شبیه کردن
    • قرین شدن
    • متحد شدن
    • مساوی پنداشتن
    • معادله ساختن
    • مقایسه کردن
    • پل ساختن
    • پیوند دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menghubungkan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menghubungkan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "menghubungkan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه