ترجمه "mengikatkan" به فارسی
بستن ترجمه "mengikatkan" به فارسی است.
mengikatkan
-
بستن
verbMereka mengikatmu ke tiang agar tak melompat ke laut.
تو رو به دکل بستن تا نذارن خودتو پرت کنی تو آب.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengikatkan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengikatkan" با ترجمه به فارسی
-
شیرازه
-
پیوند داتیو
-
پیوند پی
-
قاب شی غیر محدود
-
پیوند شیمیایی
-
اغفال کردن · اغوا کردن · افسون کردن · تطمیع کردن · سحر کردن · سوراخ کردن · فریب خوردن · فریفتن · مجذوب کردن · مسحور شدن · گول زدن
-
داراییبافی
-
gereh zadan · بار سفربستن · بافه · بستن · بسته · بقچه · متمسک شدن · مرتبط سازی · پایه زدن · گره زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن