ترجمه "menikahi" به فارسی

ازدواج, ازدواج کردن, زناشويي بهترین ترجمه های "menikahi" به فارسی هستند.

menikahi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازدواج

    noun

    Aku akan mengajukan pengakuan terhadap Inggris dan aku akan menikahi anakmu.

    من خواهان تاج وتخت انگليس ميشم و با پسرتون ازدواج ميکنم.

  • ازدواج کردن

    verb

    Namun semua itu masa lalu, kini aku menikahi seorang dokter.

    اما اينا مال گذشته ست. الان من با يه دکتر ازدواج کردم.

  • زناشويي

  • ترجمه های کمتر

    • شوهر دادن
    • عروسی کردن
    • قرین شدن
    • پیوند
    • پیوند کردن
    • گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menikahi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menikahi" با ترجمه به فارسی

  • ازدواج کردن · شوهر دادن · عروسی کردن · قرین شدن · پیوند کردن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "menikahi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه