ترجمه "mentor" به فارسی
مربی, مرشد, ناصح بهترین ترجمه های "mentor" به فارسی هستند.
mentor
-
مربی
nounNona Banks menjadi mentor yang hebat bagi saya.
و خانوم بانک به عنوان یک مربی برای من اونجا بود.
-
مرشد
nounAnak didikku melihatku sebagai seorang kakak, mentor, ayah, dan seorang pemimpin.
ورزشکارانم من رو به چشم يک برادر يک مرشد ، يک پدر و يک رهبر نگاه ميکنن.
-
ناصح
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mentor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن