ترجمه "menuntut" به فارسی

ادعا کردن, اصرار ورزیدن, انتقام کشیدن بهترین ترجمه های "menuntut" به فارسی هستند.

menuntut verb
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادعا کردن

    verb

    Karena ibumu mengajukan gugatan ke AD menuntutku sebagai ayahmu.

    چون مادرت يه شکايت به ارتش فرستاده و اينطور ادعا کرده

  • اصرار ورزیدن

    verb
  • انتقام کشیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ایجاب کردن
    • تعقیب کردن
    • تلافی کردن
    • خروشان کردن
    • درشت نوشتن
    • زجر دادن
    • عذاب دادن
    • فرو بردن
    • مستلزم بودن
    • مصرانه خواستن
    • ناامید کردن
    • نیاز
    • نیاز داشتن
    • نیازمند بودن
    • نیازمندی
    • پافشاری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menuntut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menuntut" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "menuntut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه