ترجمه "menutup" به فارسی
برهم نهادن, بستن, بسته بهترین ترجمه های "menutup" به فارسی هستند.
menutup
-
برهم نهادن
verb -
بستن
verbKetika Mereka menutup pintunya, ada semacam medan listrik.
وقتي درها رو بستن ، يه جور ميدان الکتريکي ايجاد شد.
-
بسته
adjectiveKarena perasaan damai terus dia rasakan, Henokh menutup matanya dan terlelap, dia tidur nyenyak tanpa mimpi.
سپس خَنوخ در آرامش چشمانش را بست و به خوابی عمیق فرو رفت.
-
ترجمه های کمتر
- بسته شدن
- تعطیل شدن
- تمام کردن
- جوش دادن
- ختم کردن
- دست کشیدن
- شرح دادن
- منفجر شدن
- موقوف شدن
- پرده زدن
- پنهان کردن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menutup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menutup" با ترجمه به فارسی
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
امضاکردن · در آغوش گرفتن · درک کردن · روکش کردن · پیچیدن
-
بسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن