ترجمه "merangsang" به فارسی

از جا پراندن, از سر گرفتن, اغوا کردن بهترین ترجمه های "merangsang" به فارسی هستند.

merangsang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • از جا پراندن

    verb
  • از سر گرفتن

    verb
  • اغوا کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • انرژی دادن
    • ایجاد کردن
    • برانگیختن
    • به جلو راندن
    • تحریک کردن
    • جسور کردن
    • دل دادن
    • زنده کردن
    • سبب شدن
    • غلغلک دادن
    • غلغلک شدن
    • محرک
    • مهیج
    • نصحیت کردن
    • وحشتزده شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " merangsang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "merangsang" با ترجمه به فارسی

  • ارتعاشات · انگیزه · تپش · سک · ماشه اسلحه · مسبب · مشوق · مهمیز · نیروی جنبش · کشش · گیره
  • ادامه دادن · از جا پراندن · انرژی دادن · برانگیختن · تحریک کردن · تکان دهنده · جان دادن · جرقه زدن · جلو بردن · رونق دادن به · غلغلک دادن · وحشتزده شدن · پرورش دادن · چالاک شدن · کمک کردن به
اضافه کردن

ترجمه های "merangsang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه