ترجمه "meratap" به فارسی

تاسف خوردن, سوگواری کردن, شدیدبودن بهترین ترجمه های "meratap" به فارسی هستند.

meratap
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاسف خوردن

    verb
  • سوگواری کردن

    verb

    Raja Daud meratapi kematian Amnon, putranya yang terbunuh.

    پادشاه داود در فقدان پسرش اَمْنُون که کشته شده بود، سوگواری کرد.

  • شدیدبودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ماتم گرفتن
    • نوحه سرایی کردن
    • چاق شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meratap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "meratap" با ترجمه به فارسی

  • اشک ریختن · تاسف خوردن · سوگواری کردن · شدیدبودن · ماتم گرفتن · نوحه سرایی کردن · گریستن · گریه کردن
  • تاسف خوردن · تظلم · سوگ · سوگواری کردن · شدیدبودن · شکوه · ضجه · ماتم گرفتن · نوحه سرایی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "meratap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه