ترجمه "merintang" به فارسی

قالب زدن, ممانعت کردن, گنجانیدن بهترین ترجمه های "merintang" به فارسی هستند.

merintang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قالب زدن

    verb
  • ممانعت کردن

    verb
  • گنجانیدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " merintang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "merintang" با ترجمه به فارسی

  • سرگرم کردن · مشغول کردن
  • اسباب زحمت شدن · به دام افتادن · به دام انداختن · بی نتیجه گذاردن · تله انداختن · خجالت دادن · خراب شدن · زخمی کردن · شرمسار شدن · قالب زدن · قرار گرفتن · مانع شدن · محدود ساختن · مختل کردن · مسدود کردن · ممانعت کردن · ناامید کردن · ناراحت کردن · هم مرز بودن · هیچ کردن · گرفتار شدن · گنجانیدن
  • از کارافتادگی · امتناع · انسداد · بازدارنده · بازماندگی · توشه سفر · حصار · خاکریز · سد · عجز · عدم قابلیت · قابلیت مقاومت · مانع · مانع شونده · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه · منع کننده · موانع قانونی · ناتوانی · نقص · پاگیر · پاگیری
  • پرش با اسب
اضافه کردن

ترجمه های "merintang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه