ترجمه "mesti" به فارسی

ضروری, لازم بهترین ترجمه های "mesti" به فارسی هستند.

mesti verb
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضروری

    adjective

    Kebanyakan nyanyian ini liriknya berupa doa sehingga mesti dilantunkan dengan khidmat.

    این سرودها اغلب به شکل نیایش و دعاست و حفظ حرمت آن ضروری میباشد.

  • لازم

    adjective

    Tapi kamu mesti lebih tau lebih dari sekedar sup jika ingin selamat dalam dapur saya.

    ولي چيزايي بيشتر از يه سوپ لازم داري اگر مي خواي تو آشپزخونه ي من بموني ، پسر.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mesti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mesti" با ترجمه به فارسی

  • بایا · بایستگی · شرط لازم · ضرورت · لازمه · لزوم · نیاز · نیازمندی · چیز ضروری
اضافه کردن

ترجمه های "mesti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه