ترجمه "militer" به فارسی
ارتش, نظام, نیروهای مسلح بهترین ترجمه های "militer" به فارسی هستند.
militer
-
ارتش
nounFilm ini, dan yang lainnya, memaksa militer dan polisi memulai investigasi.
این کلیپ ها، و دیگر کلیپهایی مانند این، ارتش و پلیس را مجبور کرد که تحقیق کنند.
-
نظام
nounTapi, saya harus bolak-balik ke Kolorado untuk menghadap panitia wajib militer.
از آنجا باید بارها به کالورادو میرفتم تا در ادارهٔ نظام وظیفه حاضر شوم.
-
نیروهای مسلح
noun -
نیروی نظامی
Belakangan, melemahnya kekuatan militer Roma itu menjadi sangat nyata.
با گذشت زمان زوال نیروی نظامی روم بخوبی مشهود شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " militer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "militer" با ترجمه به فارسی
-
سازمان اطلاعات نظامی
-
اجتماع · جمعاوری · خدمت وظیفه عمومی · لیست اسامی
-
پایگاه نظامی
-
حکومت نظامی
-
عملیات نظامی
-
لشکرکشی
-
هلیکوپتر نظامی
-
خودداری از خدمت سربازی به دلایل وجدانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن