ترجمه "minggu" به فارسی

هفته, یکشنبه, شماره هفت بهترین ترجمه های "minggu" به فارسی هستند.

minggu noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هفته

    noun

    Aku tak tahu kau bertemu siapa minggu lalu.

    من نميدونم شما کي رو هفته پيش ديديد.

  • یکشنبه

    noun

    Mantan yang mencintainya, pajaknya dibayar, pergi ke gereja di hari minggu.

    همسر سابقش عاشقشه ، مالیاتش رو میده ، یکشنبه کلیسا میره.

  • شماره هفت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عدد هفت
    • هفت روز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " minggu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Minggu proper
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • یکشنبه

    noun

    Pada hari Minggu, kami mengadakan semacam latihan bernyanyi sebentar setelah kami menutup perhimpunan dengan doa.

    روزهای یکشنبه، پس از دعای پایانی، به مدت کوتاهی تمرین سرودخوانی داریم.

  • هفته

    noun masculine

    Minggu lalu aku 4.000 mil dari sini di India melihat Marie meninggal.

    بايست هفته گذشته من 4000 مايل دورتر توي هند بودم, و شاهد کشته شدن ماري

  • Yek-Shanbeh یکشنبه

  • ترجمه های کمتر

    • هفت روز
    • يکشنبه

عباراتی شبیه به "minggu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "minggu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه