ترجمه "miskin" به فارسی
خست, فقر, مسکین بهترین ترجمه های "miskin" به فارسی هستند.
miskin
-
خست
noun -
فقر
nounUmat manusia telah dilengkapi dengan solusi sederhana dan efektif untuk menangani kemiskinan.
بشر تنها با راه حل هایی ساده و تاثیر گذار کاملا در برابر فقر مسلح شده است.
-
مسکین
adjectiveNamun, Dia beriba hati terhadap orang kecil, orang miskin, dan wanita mandul.
یَهُوَه خدای متعال بر مسکین، فقیر و زن نازا نیز دل میسوزاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miskin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "miskin" با ترجمه به فارسی
-
فقر مطلق
-
خط فقر
-
فقر
-
تهیدستی · خست · فقر · فلاکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن