ترجمه "moral" به فارسی

اخلاق, اخلاقی, اخلاقیات بهترین ترجمه های "moral" به فارسی هستند.

moral
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخلاق

    noun

    Kenajisan moral membuat Allah tidak berkenan akan korban pujian kita.

    اخلاق ناپاک، قربانی لبها یعنی تمجید و ستایشی را که از یَهُوَه میکنیم غیر قابل قبول میکند.

  • اخلاقی

    adjective

    Para penatua juga harus melindungi kawanan dari kerusakan moral dari dunia yang menitikberatkan seks ini.

    پیران همچنین باید گله را از فساد اخلاقی این دنیای دیوانهٔ مسائل جنسی محافظت کنند.

  • اخلاقیات

    noun

    Pendirian demikian sangat bertentangan dengan moral pada waktu itu.

    البته، چنین موضع استواری کاملاً با اخلاقیات آن دوران مغایرت داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • روحیه
    • سیرت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "moral" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "moral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه