ترجمه "motor" به فارسی
موتور, اتومبیل, ماشین بهترین ترجمه های "motor" به فارسی هستند.
motor
-
موتور
nounTapi saya tidak pernah punya, saya hanya punya motornya.
اما هیچ وقت موشک گیرم نیامد٬ تنها موتور داشتم.
-
اتومبیل
noun -
ماشین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Motor
-
موتور
nounAku akan mendapatkan diusir dari Sahara Motor lnn.
من به شرکت ساهارا موتور قرض دارم.
عباراتی شبیه به "motor" با ترجمه به فارسی
-
موتورسیکلت
-
قایق موتوری
-
اتومبیل · خودرو · خودرو سواری · ماشین خودرو
-
وسایل موتوری
-
موتور الکتریکی
-
نورون حرکتی فوقانی
-
اسکوتر (موتور)
-
موتورسیکلت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن