ترجمه "motor" به فارسی

موتور, اتومبیل, ماشین بهترین ترجمه های "motor" به فارسی هستند.

motor
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • موتور

    noun

    Tapi saya tidak pernah punya, saya hanya punya motornya.

    اما هیچ وقت موشک گیرم نیامد٬ تنها موتور داشتم.

  • اتومبیل

    noun
  • ماشین

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " motor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Motor
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • موتور

    noun

    Aku akan mendapatkan diusir dari Sahara Motor lnn.

    من به شرکت ساهارا موتور قرض دارم.

عباراتی شبیه به "motor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "motor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه