ترجمه "muda" به فارسی

جوان, اولاد, بچه شیر بهترین ترجمه های "muda" به فارسی هستند.

muda adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوان

    noun

    Membiarkan wanita muda cantik sendirian, adalah kesalahan besar.

    يک زن جوان زيبا ، تنها ، اينجا اين يه جنايته.

  • اولاد

    noun
  • بچه شیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زادو ولد
    • فرزند
    • فرزند جان
    • معشوق
    • پسر بچه
    • پسرم
    • پسرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "muda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "muda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه