ترجمه "muda" به فارسی
جوان, اولاد, بچه شیر بهترین ترجمه های "muda" به فارسی هستند.
muda
adjective
-
جوان
nounMembiarkan wanita muda cantik sendirian, adalah kesalahan besar.
يک زن جوان زيبا ، تنها ، اينجا اين يه جنايته.
-
اولاد
noun -
بچه شیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- زادو ولد
- فرزند
- فرزند جان
- معشوق
- پسر بچه
- پسرم
- پسرک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muda" با ترجمه به فارسی
-
وییل
-
برمودا
-
دریاسالار دوم
-
آنی · لاجوردی
-
برمودا
-
بچه شیر · تراشنده · جوانک · زاده · فرزند جان · معشوق · منگنه · پسر بچه · پسرم · پسرک · کوچک
-
دریابان
-
رنگ صورتی · صورتی · گلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن