ترجمه "musik" به فارسی
موزيك, موسیقی, موزیک بهترین ترجمه های "musik" به فارسی هستند.
musik
noun
-
موزيك
nounYa, bandku mendapat kesempatan tampil mengikuti festival musik di sana.
آره ، گروه موزيك من يه وقت كوچيك براي اجرا در جشنواره موسيقي اونجا داره
-
موسیقی
nounنوعی هنر که به کمک آن تولید صوت میکند
Jadi, saya tidak selalu mencari nafkah dari musik.
من همیشه از راه موسیقی پول در نمی آوردم.
-
موزیک
nounKami membuat video musik untuk salah satu band favorit saya, Radiohead.
یک موزیک ویدیو برای گروه محبوبمان ردیوهد درست کردیم.
-
ترجمه های کمتر
- موسيقی
- musighi
- muzik
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " musik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "musik" با ترجمه به فارسی
-
موسیقی کانتری
-
موسیقی سول
-
پاور متال
-
موسیقی کلاسیک
-
گواهینامه فروش موسیقی ضبط شده
-
سازهای بادی برنجی
-
ساز
-
سازهای بادی برنجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن