ترجمه "musuh" به فارسی

دشمن, خصم, رقیب بهترین ترجمه های "musuh" به فارسی هستند.

musuh
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشمن

    noun

    Kami membersihkan tiga musuh bagian atas, soroti mereka.

    ما سه تا دشمن رو بیرون می فرستیم و شما بهشون تیراندازی کنن.

  • خصم

    noun
  • رقیب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ضد
    • عدو
    • مبارز
    • مخالف
    • منافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " musuh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "musuh" با ترجمه به فارسی

  • آزردگی · اراده · انتقام گیری · جسارت · جنگ ونزاع · خصومت · دشمنی · سو نیت · شهامت · عداوت · قصد · نفرت · نیت · کینه
اضافه کردن

ترجمه های "musuh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه