ترجمه "nanah" به فارسی
چرک, ترشح چرک, ریم بهترین ترجمه های "nanah" به فارسی هستند.
nanah
verb
noun
دستور زبان
-
چرک
nounBisa kamu ambil sampel nanahnya, Peter?
ميشه از اين چرک ها برام يه نمونه بگيري ، لطفاً ، " پيتر " ؟
-
ترشح چرک
noun -
ریم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nanah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nanah" با ترجمه به فارسی
-
بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · سرباز کردن
-
آتشک · سوزاک · گنوره
-
سوزاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن