ترجمه "napas" به فارسی
بازدم, دم, نفس بهترین ترجمه های "napas" به فارسی هستند.
napas
adjective
noun
-
بازدم
noun -
دم
noun -
نفس
nounDia menarik napas pendek beberapa kali, menarik napas terakhir, dan kemudian terbaring tenang.
او چند نفس کوتاهی کشید، سپس یک نفس بریده، و بعد بی حرکت دراز کشید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " napas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "napas" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه تنفسی فوقانی
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
دستگاه تنفس
-
تنفس
-
عفونت دستگاه تنفسی فوقانی
-
استشمام کردن
-
بیماری تنفسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن