ترجمه "nenek" به فارسی

مادربزرگ, اصیل زاده, اعیان بهترین ترجمه های "nenek" به فارسی هستند.

nenek
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادربزرگ

    noun

    Segera sikap dari ayah dan neneknya dan juga sikap para dokter yang hadir berubah.

    طولی نکشید که طرز تلقی پدر و مادربزرگ او و دکتران حاضر تغییر یافت.

  • اصیل زاده

    noun
  • اعیان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بزرگان
    • جد یا جده
    • مادر بزرگ
    • ننه
    • پدربزرگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nenek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nenek
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدر بزرگ و مادر بزرگ

عباراتی شبیه به "nenek" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nenek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه