ترجمه "norma" به فارسی

هنجار, ضابطه, قاعده بهترین ترجمه های "norma" به فارسی هستند.

norma
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنجار

    noun

    Dan ada satu norma lagi dalam masyarakat patriarkis, yaitu kepatuhan.

    هنجار دیگری در جوامع مردسالار هست به نام اطاعت.

  • ضابطه

    noun
  • قاعده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ماخذ قانونی
    • معدل
    • معیار
    • مقیاس
    • ملاک
    • میزان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " norma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Norma
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنجار

    noun

    Dan ada satu norma lagi dalam masyarakat patriarkis, yaitu kepatuhan.

    هنجار دیگری در جوامع مردسالار هست به نام اطاعت.

اضافه کردن

ترجمه های "norma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه