ترجمه "operasi" به فارسی
عملیات, عملیات بهترین ترجمه های "operasi" به فارسی هستند.
operasi
noun
-
عملیات
nounAku memerlukanmu untuk menjalankan operasi global dari sini.
من می خوام تو همه ی عملیات جهانی ما رو از اینجا اداره کنی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operasi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Operasi
-
عملیات
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Operasi berada di luar jangkauan memasok kita dengan ini.
عملیات " فاصله خروجی " با این ها دوباره ما رو تجهیز کردن
عباراتی شبیه به "operasi" با ترجمه به فارسی
-
تحقیق در عملیات
-
sop
-
عملکردهای اصلی
-
عملیات نظامی
-
سیستمعامل شبکه
-
سیستم عامل · سیستمعامل
-
عملیات پیمانه
-
عملیات واحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن