ترجمه "ovarium" به فارسی

تخمدان, تخمدان بهترین ترجمه های "ovarium" به فارسی هستند.

ovarium
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخمدان

    noun

    Sekarang dialah wanita yang Kau semua saksikan mati karena kanker ovarium.

    همون زني که همتون ديدين از سرطان تخمدان مرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ovarium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ovarium
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخمدان

    noun

    Sekarang dialah wanita yang Kau semua saksikan mati karena kanker ovarium.

    همون زني که همتون ديدين از سرطان تخمدان مرد

عباراتی شبیه به "ovarium" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ovarium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه