ترجمه "pacar" به فارسی
دوستدختر, انگبین, دوست بهترین ترجمه های "pacar" به فارسی هستند.
pacar
-
دوستدختر
nounMendadak, saya kehilangan mobil yang mentereng, uang, dan pacar yang berselera tinggi.
در عرض مدتی کوتاه ماشین خوشگلم، پولهایم، و دوستدختر خوشسلیقهام بر باد رفتند.
-
انگبین
noun -
دوست
nounKau lupa pacarnya Tom saat dia datang di hari natal.
دوست دختر تام که کريسمس اومده بود رو نميشناختي.
-
ترجمه های کمتر
- شهد
- مورد علاقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pacar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pacar" با ترجمه به فارسی
-
اظهار عشق · معاشقه
-
دوستپسر
-
دوستدختر
-
حنا
-
دوستپسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن